الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
229
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
حازم روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : مرا چه مىشود كه تو را از مسألهاى سؤال مىكنم و تو در آن مسأله مرا جوابى مىفرمايى آنگاه كس ديگرى نزد تو مىآيد و همان سؤال را مىپرسد و تو جواب ديگرى مىدهى ؟ آن حضرت فرمود كه : « ما مردم را جواب مىدهيم به زياده و نقصان در جواب » ( يا به حسب فهم ايشان و يا به حسب حكم به واسطهء تقيه ) . عرض كردم كه : مرا خبر ده از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كه آيا بر محمد صلى الله عليه و آله راست گفتند ، يا دروغ گفتند ، يا دروغ بستند ؟ فرمود كه : « بلكه راست گفتند » . عرض كردم كه : پس چرا اختلاف به هم رسانيدند ؟ فرمود كه : « آيا نمىدانى كه مردى به خدمت پيغمبر مىآيد و او را از مسألهاى سؤال مىكرد ، و آن حضرت او را در آن جواب مىفرمود و بعد از اين ، او را جواب مىفرمود به چيزى كه جواب اول را نسخ مىنمود ؛ زيرا كه احاديث آن حضرت بعضى از آنها بعضى ديگر را نسخ مىكند » . « 1 » 196 / 4 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از على بن رئاب ، از ابو عُبيده ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت به من فرمود كه : « اى زياد ، چه مىگويى اگر ما يكى از كسانى كه ما را دوست مىدارند ، فتوا دهيم به چيزى كه موافق تقيه باشد ؟ » أبو عبيده مىگويد كه : به آن حضرت عرض كردم كه : فداى تو گردم ، تو بهتر مىدانى . آن حضرت فرمود كه : « اگر به آن عمل كند ، از برايش بهتر و مزدش بزرگتر است » . در روايت ديگر چنين است كه : « اگر به آن عمل كند ، مزدش به او مىرسد و اگر آن را ترك كند ، به خدا سوگند كه گناه كرده است » . 197 / 5 . احمد بن ادريس ، از محمد بن عبدالجبّار ، از حسن بن على ، از ثعلبة بن ميمون ، از زرارة بن اعيَن ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت را از مسألهاى سؤال كردم و مرا جواب فرمود و بعد از آن ، مردى به خدمت آن حضرت آمد و او را از همان مسأله سؤال نمود . حضرت او را جواب فرمود به غير آنچه مرا جواب فرموده بود . بعد از آن
--> ( 1 ) . مراد از نسخ قرآن و حديث ، آن است كه حكم آن زايل شود و تكليف الهى به عمل كردن به مضمون آن ساقط گردد . ( مترجم )